Bnam.ir


bnam.ir

 


 

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم...

چند وقتی است که هر شب به تو می اندیشم ...


به تو آری , به تو , یعنی به همان منظر دور...

به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور...


به همان سایه , همان وهم و همان تصویری ...

که سراغم ز غزل های خودم می گیری ...


به تبسم , به تکلم , به دل آرایی تو ...

به خموشی , به تماشا , به شکیبایی تو...


به سخن های تو با لهجه شیرین سکوت...

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت...


به همان زل زدن از فاصله ی دور به هم...

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم ...


شبحی چند شب است آفت جانم شده است...

اول نام کسی ورد زبانم شده است...

 


 

نوشته شده توسط ستاره مشرقی در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 12:8 موضوع | لینک ثابت