تموم خاطراتمون اشکای چشمای منه


دیگه باید خواب ببینم دستات تو دستای منه


اما بدون با عکس تو این روزارو سر میکنم


خیلی بدی کردی به من محاله من ولت کنم


کدوم گلایمو بگم یه عالم از تو دلخورم


تو فکر هیچ چیو نکن من غصه هاتو میخورم


بازم خدا دل منو برای غم نشونه کرد


تو هم برو مثله همه تنهام بذار و برنگرد


اما هنوز من چشم به در


نیستی بی تو من در به در


نیستی ببینی که بی تو تنهام


کو دست گرمت تو اوج سرمام

 

خیلی دلم گرفت ازت دیگه سراغمو نگیر


فقط یه عکس ازت دارم بیا اینم ازم بگیر


یه روز میفهمی قدرمو اما نمیدونی کجام


بمیرم واسه غربتم محاله این ورا بیام


یه عمره بغضه تو گلوم یه آه سردی تو صدام


مهمون نوازی این نبود خاک خدا دارم میام


من که دیگه دارم میرم نگی رفت و حرفی نزد


خدانگهدارت باشه گرچه دلم رنجید ازت


یادت بیاد حرفای منو،لبهای تو اشکای منو


آخه برات من چی کار نکردم


زجرم میدادی دعات میکردم


چه شبها من غصه هاتو خوردم


تو تب میکردی برات میمردم


یادت بیاد من همونی هستم


که شب رو تا صبح بیدار میشستم

 

همین...


 

نوشته شده توسط ستاره مشرقی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 12:14 موضوع | لینک ثابت